کد خبر: 2323
ف
پرونده ثابت/ اخلاق زیست محیطی با تأکید بر آراء استاد مصباح یزدی/ الهیات محیط زیست
 اخلاق زیست محیطی از منظر آیت الله مصباح یزدی‌ـ بخش دوم
پایگاه اطلاع‌رسانی اسوگی‌‌ـ برای‌ تبیین چارچوب نظریه اخلاق زیست‌محیطی اسلام‌، باید‌ مهم‌ترین‌ ویژگی‌های‌ انسان‌ و طبیعت و رابطه آنها‌ را‌ از منظر قرآن و روایات شناخت. براساس نظریه اخلاق زیست‌محیطی اسلام، هرچند از میان مخلوقات، فقط انسان‌ دارای‌ ارزش‌ و شأن اخلاقی است، اما او نسبت به‌ همه‌ طبیعت‌ و مخلوقات‌، دارای‌ وظیفه‌ و مسئول است.

به‌اختصار دیدگاه قرآن کریم درباره مهم‌ترین ویژگی‌های انسان بیان شد‌ و اینک‌ به‌ ویژگی‌های مهم هستی، طبیعت و محیط زیست و رابطه آنها با انسان، که در شکل‌دهی نظریه اخلاق زیست‌محیطی اسلام ‌‌نقش‌ دارند، اشاره می‌کنیم. 

هستی و محیط زیست طبیعی در نگاه قرآن

1. جهان هستی و طبیعت‌ مخلوق‌ و مملوک‌ خداوند است:

«آفریننده هر چیزی».(انعام: ۱۰۱؛ فرقان: ۲)

 «این است پروردگار شما! هیچ معبودی‌ جز او نیست، آفریدگار همه چیز».(انعام: ۱۰۲؛ غافر: ۶۲)

 «برای خداست آنچه‌ در آسمان‌ها و آنچه در‌ زمین‌ است».(نجم: ۳۱)

2. بر جهان هستی و طبیعت قوانین و سنت‌های الاهی حاکم است:

«و هر چیزی را آفرید، و بدان‌گونه که درخور آن بود اندازه‌گیری کرد».(فرقان: 2)

 «و خورشید که به قرارگاه خود روان است‌، این تقدیر آن عزیز دانا است».(یس: ۳۸)

«و برای ماه منزل‌ها معین کردیم تا دوباره به صورت هلال، مانند خوشه خرمای کهنه درآید».(یس: 39)

 «و آفتاب و ماه را به خدمت گرفته‌ که‌ هر یک به مدتی معین روان است». (لقمان: ۲۹؛ اعراف: ۳۴)

 

3. جهان هستی و طبیعت دارای غایت است و براساس تدبیر حکیمانه الاهی اداره می‌شود:

«خداوند کسی است که آسمان‌ها را‌ بدون‌ ستونی که ببینید برافراشته، سپس به عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را به خدمت گرفت، که هریک در مدتی معین سیر می‌کنند. کارها را او تدبیر می‌کند و آیات را‌ او‌ توضیح می‌دهد...».(رعد: 2) 

4. همه اجزای عالم هستی، ازجمله طبیعت و انسان به هم پیوسته و دارای نظامی هماهنگ و موزون‌اند:

«در آفرینش خدای رحمان هیچ خلل و بی‌نظمی نمی‌بینی، پس بار دیگر‌ نظر‌ کن‌، آیا هیچ فطور و اختلالی در‌ نظام‌ عالم‌ به چشمت می‌خورد؟»(ملک: ۳۲)

«و زمین را گستردیم و در آن کوه‌های عظیم افکندیم و از هر چیز به شیوه‌ای سنجیده در آن رویانیدیم‌».(حجر‌: ۱۹‌)

«اوست که شب و روز و آفتاب و ماه را که‌ هر‌ یک در فلکی شناورند، بیافرید.»(انبیاء: ۳۳)

5. هستی و طبیعت در احاطه خداوند است و خداوند حافظ و نگه‌دار آن است:

«و خداوند‌ بر‌ هر‌ چیزی احاطه دارد».(نساء: ۱۲۶)

«(به یاد آور) زمانی که‌ به تو گفتیم: پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد».(اسراء: ۶۰)

«خداوند آسمان‌ها و زمین را از گسستن بازمی‌دارد‌ و اگر‌ بگسلند‌، جز وی کسی بازشان نمی‌تواند داشت؛ او بردبار و بخشاینده است»(فاطر‌: ۴۱‌)

«و آن (آسمان) را از هر شیطان رانده‌شده، در پناه گرفتیم».(حجر: ۱۷)

6. عالم طبیعت افزون‌بر جنبه‌ ملکی‌ و دنیوی‌ دارای بعد ملکوتی و معنوی است:

«غیب آسمان‌ها و زمین از آن اوست»(کهف‌: 26‌)

«بدین‌سان‌ به ابراهیم ملکوت آسمان‌ها و زمین را نشان دادیم تا از اهل یقین گردد»(انعام‌: ۷۵‌)

«و خزائن‌ همه چیز، تنها نزد ماست»(حجر: ۲۱)

«منزه است آن خدایی که ملکوت هر‌ چیزی‌ به دست اوست و همه به سوی او بازگردانده می‌شوید»(یس: 83؛ سجده: 6)

«آیا‌ در‌ ملکوت‌ آسمان‌ها و زمین و آنچه خدا آفریده دقت نمی‌کنید».(اعراف: 185) 

7. موجودات هستی و طبیعت از نوعی‌ شعور‌ و هوشمندی برخوردارند. آیات بسیاری از قرآن کریم بر شعور و هوشمندی موجودات طبیعی‌ دلالت‌ دارند‌:

 «پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرد»(نحل: 68)

«و گفته شد: ای زمین آب خود‌ را‌ فرو بر و ای آسمان باز ایست»(هود: ۴۴)

«اگر این قرآن را‌ بر‌ کوه‌ نازل می‌کردیم، از خوف خدا، آن را ترسیده و شکاف‌خورده می‌دیدی»(حشر: 11)

«ما امانت را‌ بر‌ آسمان‌ها‌ و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند». (احزاب‌: ۷۲‌)

8. عالم هستی و طبیعت تجلی و آیت خداوند است:

«شب و روز را دو آیت از آیات خدا‌ قرار‌ دادیم. آیت شب را تاریک گردانیدیم و آیت روز را روشن»(اسراء: ۱۲‌)

 «زود‌ باشد که آیات قدرت خود را در‌ آفاق‌ و در‌ وجود خودشان به آنها نشان دهیم تا‌ برایشان‌ آشکار شود که او حق است». (فصلت: ۵۳)

 

9. عالم هستی به حق آفریده‌ شده‌، نه به باطل و بازیچه:

«آسمان‌ها‌ و زمین را‌ و آنچه‌ میان‌ آنهاست، بیهوده نیافریدیم»(دخان: ۳۸)

«اوست‌ که‌ آسمان‌ها و زمین را به‌حق آفرید».(انعام: 73؛ حجر: 85)

از این آیات‌ به‌خوبی‌ به دست می‌آید که هستی و طبیعت‌ بیهوده و پوچ آفریده نشده‌اند‌، بلکه‌ هدف‌دار و بامعنا هستند.

رابطه‌ انسان‌ و طبیعت از دیدگاه قرآن

1. طبیعت ماده اولیه خلقت انسان است:

«هرآینه ما انسان‌ را‌ از چکیده‌ای از گل آفریدیم‌»(مؤمنون‌: ۱۲‌)

«او کسی است‌ که‌ شما را از خاک‌ آفرید‌». (مؤمن: 67 و حجر: 26)

2. خداوند طبیعت را مسخر و رام انسان ساخته است. «و آفتاب و ماه‌ را‌ که همواره در حرکت‌اند به خدمت‌ شما‌ گماشت و شب‌ و روز‌ را‌ مسخر شما گردانید»(ابراهیم‌: ۳۳)

«و مسخر شما کرد شب و روز و خورشید و ماه را، و ستارگان همه فرمانبردار امر او هستند‌».(نحل‌: 12 و 14)

3. طبیعت برای انسان خلق‌ شده‌ و همه‌ انسان‌ها‌ حق‌ دارند از آن‌ استفاده‌ کنند:

«اوست که همه چیزهایى را که در روى زمین است برایتان بیافرید»(بقره: ۲۹)

«در‌ زمین‌ جایگاهتان‌ دادیم و راه‏هاى معیشتتان را در آن قرار‌ دادیم‌».(اعراف‌: ۱۰‌)

 

4. زمین‌ بستر‌ آرامش و آسایش، رشد و شکوفایی انسان است. «آن‌که زمین را برای شما بستر آرامش قرار داد»(بقره: ۲۲)

«آن‌که زمین را برای شما جای آرامش و راحتی قرار داد‌»(طه: ۵۳)؛ «اوست آن‌که زمین را برای شما رام ساخت پس به نواحی آن روان شوید».(ملک: ۱۵)

از مجموع آنچه درباره هستی و طبیعت و رابطه آنها با انسان بیان شد‌، می‌توان‌ نتیجه گرفت:

جهان هستی، که مخلوق و مملوک خداوند حکیم است، براساس حق و قوانین و سنت‌های الاهی اداره می‌شود و به سوی غایتی ارزشمند در حرکت است. همه اجزای عالم هستی، ازجمله‌ طبیعت‌ و انسان، ارزشمند، به هم پیوسته و دارای نظامی هماهنگ و موزون بوده، در احاطه کامل خداوند قرار دارند. همچنین افزون بر بُعد مُلکی و دنیوی، دارای‌ بُعد‌ ملکوتی و معنوی هستند و از نوعی‌ شعور‌ و هوشمندی برخوردارند. عالم هستی و طبیعت، که تجلی و آیت خداوند و راهی برای شناخت حق تبارک و تعالی هستند، به‌حق آفریده شده و پوچی و بی‌معنایی در آن راه‌ ندارد‌. طبیعت ماده اولیه خلقت‌ انسان‌ و مُسخر، رام و بستر آرامش، آسایش و زمینه شکوفایی و آمادگی برای حیات اخروی همه انسان‌هاست.

براساس مبانی مربوط به انسان و طبیعت و رابطه آنها از دیدگاه قرآن و برخی مبانی ارزش‌شناختی اسلام، می‌توان‌ چارچوب‌ نظریه اخلاق محیط زیستی اسلام را به‌اختصار چنین بیان کرد: 

۱. نظام هستی، که طبیعت و انسان اجزایی از آن هستند، مخلوق و مملوک خداوند متعال است و با تدبیر حکیمانه او به‌طور کامل‌ حفظ‌ و اداره می‌شود‌؛

۲. این نظام، که غایت و هدفی حکیمانه و مشخص دارد، نظامی هماهنگ و موزون است. همه اجزای آن براساس قوانین‌ و سنت‌های تغییرناپذیر الاهی با هم پیوسته ‌ ‌و مرتبط‌اند و با یکدیگر تعامل دارند‌؛

۳. همه‌ اجزای‌ هستی، ازجمله طبیعت و انسان، به بیان فلسفی، به مقدار بهره وجودی، و به بیان کلامی، به مقدار ‌‌افاضه‌ و عنایتی که خداوند به آنها نموده است، ارزشمندند؛

۴. نوع بشر، با توجه به‌ توانایی‌ها‌ و استعدادهایی‌ که خداوند به او عنایت فرموده است، برترین مخلوقات خداوند است؛

۵. خداوند طبیعت را در‌ جهت تأمین مصالح انسان، مسخّر او نموده و به انسان حق تصرف و استفاده از‌ آن را در جهت‌ دستیابی‌ به کمال نهایی‌اش اعطا فرموده است؛

۶. توانایی عقل‌ورزی، اختیار و انتخاب آگاهانه و کمال‌یابی بی‌نهایت، زمینه مسئولیت انسان را در برابر همه نعمت‌هایی که خداوند به او ارزانی داشته، فراهم کرده است؛

۷. اگر‌ انسان از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و نعمت‌های خدادادی، به‌درستی و مطابق دستورهای الاهی، بهره بگیرد به کمال نهایی و قرب الاهی نایل می‌گردد. در غیر این صورت، حتی از چهارپایان نیز فرومایه‌تر خواهد شد؛

۸. ارزش‌ دارای‌ اقسام و انواع است؛

۹. ارزش دارای مراتب است؛

۱۰. شأن، ارزش، حق و مسئولیت اخلاقی، از میان مخلوقات، فقط به انسان اختصاص دارد؛ زیرا فقط او دارای قدرت اختیار‌ و انتخاب‌ و هدف آگاهانه است. سایر مخلوقات، هرچند از نوعی شعور، آگاهی و انتخاب برخوردارند، اما این شعور و آگاهی و انتخاب، طبیعی یا غریزی است و آن گونه نیست که موجب شأن، ارزش‌، حق‌، و مسئولیت اخلاقی برای آنها شود؛

۱۱. مسئولیت اخلاقی انسان در برابر طبیعت، برحسب فضیلت امانت‌داری و جانشینی او در زمین و نیز به موجب قاعده تلازم میان حق و تکلیف، در‌ قبال‌ حق‌ تصرف و بهره‌برداری از طبیعت است‌؛ حقی‌ که‌ خداوند به انسان عنایت فرموده است؛

۱۲. از آنجا که هستی، ازجمله طبیعت و انسان، ملک خداوند متعال هستند،  انسان باید‌ با‌ رضایت‌ و اذن خداوند و مطابق با دستورها و احکام الاهی در‌ طبیعت‌ تصرف نموده و از آن بهره بگیرد. ازاین‌رو، انسان نمی‌تواند هرگونه که بخواهد با طبیعت و محیط زیست رفتار کند و هر‌ مقدار‌ که‌ بخواهد از آن استفاده کند، بلکه باید براساس ضوابط و به‌ مقداری که برای بقا، رشد و کمال حقیقی او ضرورت دارد، در طبیعت تصرف و از آن استفاده کند. از‌ هرگونه‌ اسراف‌، تبذیر، تخریب و افساد به شدت بپرهیزد.

همان‌گونه که ملاحظه می‌شود‌، براساس‌ چهارچوب نظری اخلاق محیط زیست اسلامی، نظریه اسلام در باب اخلاق محیط زیست، نظریه واقع‌بینانه، خرد‌پذیر‌، معتدل‌ و متکی‌ بر مبانی و آموزه‌های مستدلّ است. این نظریه، از سویی همه موجودات و مخلوقات‌ عالم‌ را‌ با ارزش می‌داند. از سوی دیگر، ارزش، حق و مسئولیت اخلاقی را از اختصاصات انسان‌ برمی‌شمارد‌. نه‌ مانند نظریه انسان‌مدار است که فقط انسان را با ارزش بداند و سایر مخلوقات را‌ بی‌ارزش‌ تلقی کند. دست انسان را در هرگونه تصرف در طبیعت کاملاً باز بگذارد‌، نه‌ مانند‌ نظریه عالم‌مدار است که همه موجودات عالم را دارای حق و مسئولیت اخلاقی قلمداد کند‌. اگر‌ انسان را شریف‌ترین مخلوقات می‌داند، او را در برابر همه موجودات مسئول نیز‌ به‌ حساب‌ می‌آورد.

برخی فضایل اخلاقی، احکام و مصادیق زیست‌محیطی در قرآن و روایات

الف. فضایل اخلاقی

برخی فضایل‌ اخلاقی‌، چنان عام و با اهمیت هستند که در اخلاق الاهی، فردی، اجتماعی و محیط‌ زیستی‌ مشترک‌اند‌ و فقط متعلّق و به تبع آن، قالب و چگونگی اجرای آنها تفاوت می‌کند. ازاین‌رو، می‌توان گفت تقوا‌، امانت‌داری‌، شکرگزاری‌، عدالت‌ورزی، اصلاح، اعتدال و میانه‌روی و قناعت، از اهم فضایل «اخلاق محیط زیست اسلامی‌» است‌.

این فضایل به اقتضای معنا و مفهوم، ویژگی و کارکرد خود، هریک سهم بسزایی در نگه‌داری و محافظت، و حتی‌ رشد‌ و شکوفایی طبیعت و محیط زیست دارند. تقوا و پرواپیشگی سبب می‌شود که انسان‌ در‌ همه حال و همه‌جا، نه‌تنها در رفتار و گفتار‌، که‌ در‌ اندیشه و پندار نیز خالق، مالک هستی و طبیعت‌ را‌ فراموش نسازد و جز به رضایت و اذن او کاری انجام ندهد و در ملک او‌ تصرف‌ نکند.

امانت‌داری سبب می‌شود‌ که‌ انسان از‌ نعمت‌های‌ الاهی‌، ازجمله مواهب طبیعت، که به امانت‌ به‌ او سپرده شده، به‌خوبی حفاظت کند. شکرگزاری موجب می‌شود که انسان‌ از‌ نعمت‌های الاهی در مسیر و به گونه‌ای‌ که خداوند برای آنها‌ تعیین‌ نموده بهره بگیرد. این امر‌ سبب‌ می‌شود که به بهترین شکل، نه‌تنها از منابع و عناصر محیط زیست نگه‌داری شود‌ که‌ به رشد و شکوفایی آن بینجامد‌؛ زیرا‌ افزون‌بر‌ وعده الاهی به‌ ازدیاد‌ نعمت در اثر شکرگزاری‌، عقل و تجربه نیز این مطلب را تأیید می‌کنند.

 میانه‌روی و عدم اسراف در مصرف و قناعت‌، یعنی‌ کاهش متعادل مصرف، به‌روشنی برابرند با‌ بقای‌ بیشتر منابع‌ و امکانات‌ طبیعی‌. اصلاح در زمین‌ و طبیعت در گام نخست، مستلزم از میان بردن همه کج روی‌های رفتاری و تخریبی و فسادانگیز انسانی‌ در‌ طبیعت و محیط زیست، و در گام‌های بعد‌، کمک‌ به‌ رشد‌ و پرورش‌ منابع و عناصر طبیعی‌ و مفید‌ است.

ب. احکام

۱. آباد ساختن زمین

خداوند متعال، همان‌گونه که زمین و آسمان و آنچه را در آنهاست، مسخر‌ انسان‌ نموده‌ و به امانت در اختیار او نهاده و به‌ او‌ حق‌ بهره‌برداری‌ داده‌ است‌، مسئولیت حفاظت و نگه‌داری و آبادانی زمین و طبیعت را نیز برعهده او گذاشته است.

«شما را از زمین پدید آورده است و خواست که آبادانش دارید». (هود: 61)

از این‌ آیه می‌توان دریافت که:

 اولاً، نگه‌داری و آباد ساختن محیط زیست وظیفه انسان است. هر کاری که با این وظیفه، منافات داشته باشد، نادرست و ممنوع است.

 ثانیاً، هرچند در این‌ آیه‌ درباره آباد ساختن زمین به انسان امر شده، اما همان‌گونه که در مبانی طبیعت‌شناختی بیان شد، همه اجزای عالم هستی به هم پیوسته‌اند، به گونه‌ای که آبادانی یک جزء‌ یا‌ بخش، بی‌واسطه یا باواسطه به آبادانی سایر اجزا و بخش‌ها و تخریب یک جزء یا بخش، به خرابی و عدم توازن در اجزا و بخش‌های دیگر می‌انجامد‌.

ازاین‌رو‌، می‌توان دریافت که آباد ساختن‌ زمین‌، مستلزم حفظ و نگه‌داری و عدم تخریب هوا، فضای نگاه‌دارنده زمین (اتمسفر) و هر آن چیزی است که به حفظ و نگه‌داری زمین کمک می‌کند.

در حدیثی از‌ پیامبر‌ اکرم( آمده است که‌ زمین‌ همچو مادر انسان است. انسان باید از آن به‌خوبی نگه‌د‌اری کند: «در نگه‌داری زمین بکوشید و به آن حرمت نهید که مادر شماست. هرکس بر روی آن کار نیک یا بد‌ انجام‌ دهد، گزارش خواهد کرد».

حضرت امیرالمؤمنین( نیز در کتاب گران‌سنگ نهج البلاغه، به پیوستگی و پیوند میان انسان و طبیعت و محیط زیست و مسئولیت انسان نسبت به حفظ و نگه‌داری آنها امر فرموده‌ است‌: «خدا را‌ واپایید در حق شهر‌های او و بندگانش، که شما مسئولید حتی از سرزمین‌ها و چهارپایان». 

۲. نهی از فساد‌ در زمین

قرآن کریم بارها از افساد در زمین نهی فرموده‌ است‌: «و چون‌ از نزد تو بازگردد، در زمین فساد کند و کشتزارها و دام‌ها را نابود سازد و خدا فساد را دوست ‌‌ندارد‌».(بقره: 205)

«بر زمین آن‌گاه که به صلاح آمده است فساد مکنید».(اعراف‌: 56‌)

نکته‌ قابل تأمل در این آیه، این است که نهی از فساد در زمین مطلق است‌ و اختصاصی به افساد در روابط میان انسان‌ها ندارد. علاوه بر این، افساد در‌ روابط انسانی، به‌طور طبیعی‌ مستلزم‌ یا مربوط به افساد و ویرانگری محیط زیست طبیعی نیز می‌شود. ازاین‌رو، در آیه ۲۰۵ بقره نابود ساختن کشت و زرع و دام‌ها، از ویژگی و نشانه‌های انسان‌های شریر و افسادکنندگان در زمین دانسته شده است‌.

 

۳. بهره‌گیری مناسب و معتدل از نعمت‌های طبیعی

قرآن کریم ضمن دعوت انسان به استفاده از مواهب و نعمت‌های طبیعی، نکاتی بسیار مهم را گوشزد می‌فرماید.

1. آنکه شیء مورد استفاده حلال باشد. «هان‌! ای‌ مردم، از آنچه در زمین است بخورید در حالی که حلال و طیب باشد و گام‌های شیطان را پیروی مکنید که او شما را دشمنی است آشکار».(بقره: ۱۶۸؛ مائده: ۸۸)

صاحب‌ تفسیر‌ کبیر المیزان، در تفسیر این آیه آورده‌اند که، اکل (خوردن) در این آیه را می‌توان کنایه از مطلق تصرفات دانست. این تصرفات نباید از روی هوا و هوس و پیروی از‌ شیطان‌ باشد.

2. طیب و پاک باشد. «از آنچه خدا روزی‌تان کرده حلال و پاکیزه بخورید، پس اگر خدا را می‌پرستید نعمت‌هایش را سپاس گزارید». (نحل: ۱۱۴)

3. به اندازه و به دور از‌ اسراف‌ و تبذیر‌ مصرف شود. کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ‌ إِذَا‌ أَثْمَرَ‌ وَآتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حصَادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ «از میوه آن  چون ثمر داد  بخورید و حق آن را روز‌ بهره‌برداری‌ از‌ آن بدهید و زیاده‌روی مکنید».(انعام: ۱۴۱)

۴. تفکر و تأمل‌ در‌ آیات الاهی

بسیاری از آیات قرآن کریم، طبیعت و آنچه را در آن است، از آیات و جلوه‌ها و نشانه‌های خداوند دانسته‌ و از‌ انسان‌ خواسته است تا ‌ ‌در آنها تفکر و تأمل کند تا از‌ این راه، با عظمت خالق هستی بیشتر آشنا شود و از طبیعت برای امور گوناگون زندگی خود الهام و الگو‌ بگیرد‌.

«پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس‌ از‌ مرگش زنده می‌گرداند. در حقیقت، هم اوست که قطعاً زنده‌کننده مردگان است، و اوست که بر هرچیزی‌ تواناست‌»(روم‌: ۵۰)

«آنان که خدا را ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد می‌کنند‌ و در‌ آفرینش‌ آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند» (آل‌عمران: ۱۹۱)

«در آفرینش خودتان و آنچه از انواع جنبنده‌ها پراکنده می‌گرداند‌، برای‌ مردمی‌ که یقین دارند نشانه‌هایی است»(جاثیه: ۴)

«و نیز در پیاپی آمدن شب و روز، و آنچه خدا‌ از‌ روزی از آسمان فرود آورده... برای مردمی که می‌اندیشند نشانه‌هایی است».(جاثیه: 5 و رعد‌: 3)

این‌ دسته‌ از آیات قرآن کریم، به‌خوبی نشان‌دهنده اهمیت طبیعت و پیوستگی آن با انسان است و با‌ تأمل‌ در این دسته از آیات درمی‌یابیم که اولاً، طبیعت نشانه و جلوه رحمت، علم‌، حکمت‌، قدرت‌ و سایر صفات کمالیه و جمالیه حضرت حق است. ازاین‌رو، عقل، حق عبودیت و حق ادب و سپاسگزاری حکم‌ می‌کنند‌ که از این نعمت‌ها، که جلوه‌ها و نشانه‌های هدایت و رحمت‌اند، خوب نگه‌داری کنیم‌. علاوه‌ بر‌ این، اگر بخواهیم از طبیعت الگو و الهام بگیریم، نباید آن را تخریب و نابود سازیم.

ج) مصادیق‌

همان‌گونه‌ که‌ گذشت، در قرآن کریم بارها از زمین و آسمان و هرآنچه در آنهاست، یاد‌ شده‌ و می‌توان گفت که آیات قرآن، همه مصادیق امور طبیعی را فراگرفته است. همچنین به دلیل محدودیت‌، ما‌ در این قسمت فقط به چند نمونه بااهمیت‌تر اشاره می‌کنیم:

۱. آب

از‌ نگاه‌ قرآن کریم، «آب» منشأ حیات و زندگی است‌. «و هر‌ چیز‌ زنده‌ای را از آب پدید آوردیم».(انبیاء‌: ۳۰‌) این تعبیر بسیار زیبا و عمیق قرآن کریم نشان‌دهنده اهمیت و ارزش فوق‌العاده آب است‌؛ زیرا‌ حیات و زندگی خود امری بسیار‌ ارزشمند‌ است که‌ زمینه‌ رسیدن‌ به هر ارزش والای دیگر را‌ فراهم‌ می‌کند. پس، آب، که منشأ حیات و زندگی است، ارزش مضاعف و مبنایی‌تر دارد‌.

خداوند‌ متعال در قرآن، آب بهشت را‌ آب غیرآلوده وصف فرموده‌ است‌: «در آن نهرهایی از آب‌ صاف‌ و خالص است که بدبو نشده».(محمد: 15)

در حدیثی از حضرت رسول خاتم‌( آمده‌ است که مردم در سه‌ چیز‌ شریک‌ هستند: آتش، آب‌ و چراگاه‌. از این مطلب‌ که‌ پیامبر اکرم( آب را حق همگانی دانسته‌اند، به‌خوبی اهمیت حفاظت و آلوده نساختن، و صرفه‌جویی و قناعت‌ در‌ مصرف آن روشن می‌شود. در روایات‌ دیگری‌، آن حضرت‌ «آب‌ را‌ سرور نوشیدنی‌های دنیا و آخرت‌ معرفی فرموده‌اند»و در احادیث بسیاری از آلوده ساختن آب نهی شده است.

2. گیاهان

در‌ قرآن‌ کریم از گیاهان و انواع درختان بسیار‌ صحبت‌ شده‌ و خداوند‌ سبحان به برخی‌ گیاهان‌ سوگند خورده است. بی‌تردید از بارزترین مصادیق آباد ساختن زمین و نگه‌داری از نعمت‌های الاهی، کشت‌ و زرع‌ و مراقبت‌ از گیاهان، درختان و کشتزارهاست. در روایات اسلامی‌ نیز‌ درباره‌ گیاهان‌ به‌ دو‌ دسته کلی برمی‌خوریم: دسته نخست، روایاتی است که در آنها بر کشاورزی، درخت‌کاری و آبیاری گیاهان و مراقبت از آنها تأکید شده است.

 برای نمونه، پیامبر اکرم( در حدیثی‌ فرموده‌اند: «هیچ مسلمانی نیست که درختی بکارد یا بذری بیفشاند و انسان یا پرنده یا حیوانی از آن بخورد؛ مگر آنکه برای آن فرد ثواب و صدقه محسوب می‌شود».

در روایتی‌ دیگر‌، از آن حضرت نقل شده است: «اگر به برپایی قیامت چیزی نمانده باشد و در دست یکی از شما نهالی باشد، در صورتی که بتواند، باید آن را بکارد».

همچنین‌ از آن حضرت نقل شده است: «هرکس نهالی بکارد که به ثمر بنشیند، خداوند به مقدار ثمر آن به او پاداش می‌دهد».

نیز‌ از آن بزرگوار روایت شده‌ که‌ ثواب آب دادن به گیاه، همانند ثواب آب دادن به انسان مؤمن تشنه است: «مَنْ سَقَی طَلْحَه أَوْ سِدْرَه فَکَأَنَّمَا سَقَی مُؤْمِناً منْ ظمَإٍ‌».

امیرمؤمنان(، از پیامبر اکرم‌( نقل‌ فرموده‌اند که بهترین مال‌ها کشت و زرعی است که انسان خود آن را کاشته و پرورانده و زکاتش را می‌پردازد: قیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ: أَیُّ الْمَالِ خَیْرٌ؟ قَالَ: زَرْعٌ زَرَعَهُ صَاحِبُهُ وَأَصْلَحَهُ وَأَدَّی حَقَّهُ‌ یَوْمَ‌ حَصَادِهِ.

حضرت امام صادق( در روایتی فرمودند که کشاورزی از محبوب‌ترین کارها نزد خداوند است. همه پیامبران الاهی کشاورز بوده‌اند، جز حضرت ادریس(: «ما فی الأَعْمَالِ شَیْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَی‌ اللَّهِ‌ تَعَالَی مِنَ‌ الزِّرَاعَه وَمَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلاَّ زَرَّاعاً إِلاَّ إِدْرِیس».

دسته دوم روایاتی است که در آنها‌ از آسیب رساندن و از بین بردن گیاهان نهی شده است. برای‌ نمونه‌، در‌ روایتی امام صادق( از قطع درختان نهی فرموده و کیفر چنین کاری را عذاب الاهی دانسته‌اند: «لاَ تَقْطَعُوا ‌‌الثِّمَارَ‌ فیَبْعَثَ اللَّه عَلَیْکُمُ الْعَذَابَ صَبّاً».

 حضرت رسول اکرم( در فرازی از فرمان‌ خود‌ درباره‌ رفتار سپاهیان اسلام، حتی در سرزمین دشمن، می‌فرمایند که از آتش زدن، غرق کردن و قطع‌ و نابود ساختن درختان و کشتزارها باید پرهیز شود: «وَلاَ تُحْرِقُوا النَّخْلَ وَلاَ تُغْرِقُوهُ بالْمَاءِ‌ وَلاَ تقْطَعُوا شَجَرَه مُثْمِرَه‌ وَلاَ‌ تُحْرِقُوا زَرْعاً».

 در روایتی دیگر، آن حضرت انجام دادن چنین کارهایی را فقط در صورت اضطرار جایز دانسته‌اند: «لاَ تقْطَعُوا شجَراً إِلاَّ أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَیْهَا».

در روایتی از امیر‌ مؤمنان( آمده است که، کیفر کسی که بی‌دلیلی موجه چهارپایی را بکشد، یا درختی را قطع کند، یا کشتزاری را تخریب سازد، یا چاه یا نهر آبی را تخریب سازد، جریمه‌ نقدی‌ و شلاق است: «عنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ( أَنَّهُ قَضَی فِیمَنْ قَتَلَ دَابَّه عَبَثاً أَوْ قَطَعَ شَجَراً أَوْ أَفْسَدَ زَرْعاً أَوْ هدَمَ بیْتاً أَوْ عَوَّرَ بِئْراً أَوْ نَهْراً أَنْ یُغرَمَ قیمَه ما اسْتَهْلَکَ‌ وَأَفْسَدَ‌ وَیُضرَبَ جلَدَاتٍ نَکَالاً».

3. حیوانات

در قرآن کریم، از حیوانات بسیاری نام برده شده و برخی سوره‌ها به نام حیوانات نام‌گذاری شده است. در برخی آیات، به منافع و فوایدی‌ که‌ بعضی از حیوانات برای انسان دارند، اشاره شده است. در آیاتی دیگر، از انسان خواسته شده است که با تفکر و تأمل در این حیوانات، به عظمت آفریننده آنها‌ بیشتر‌ پی‌ ببرد و از نوع زیست آنها‌ الهام‌ و الگو‌ بگیرد.

در روایات اسلامی نیز از حقوق حیوانات و احکام مربوط به رفتار با آنها بسیار یاد شده است. در این‌ میان‌، می‌توان‌ به روایات زیر اشاره کرد: رسول خدا( فرمودند‌: «پشت‌ چهارپایان را نشستگاه قرار مدهید، چه بسیار مرکوبی که از راکب خود بهتر و در مقابل خداوند مطیع‌تر و بیشتر به‌ یاد‌ اوست‌».

در حدیثی مشابه، پیامبراکرم( افزودند که پشت چهارپایان را‌ به مثابه محلی برای گفت‌وگو قرار ندهید.

در حدیثی دیگر، رسول اکرم( از داغ کردن و ضربه زدن‌ بر‌ چهره‌ چهارپایان نهی فرموده‌اند: نَهَی رَسُولُ اللَّهِ( أَنْ تُوسَمَ الدَّوَابُّ فِی وُجُوهِهَا‌ فَإِنَّهَا‌ تُسَبِّحُ بحَمْدِ رَبِّهَا( وَأَنْ یُضْرَبَ فِی وَجْهِهَا.

روایت شده است که روزی رسول اکرم(، نظر‌ مبارکشان‌ به‌ شتری که پایش بسته و در زنجیر بود افتاد. درحالی‌که جهاز آن شتر‌ بر‌ پشتش‌ قرار داشت، . پس پیامبر فرمودند: صاحب این شتر کجاست که به او بگویید باید‌ آماده‌ پاسخ‌گویی‌ روز قیامت باشد.

از حضرت امیرمؤمنان( نیز چنین روایت شده است: پروای خداوند‌ را‌ در اموال و احشامتان (گوسفند، گاو و کبوتر) رعایت کنید.

از امام صادق( روایت‌ شده‌ است‌ که در میان کاروانی از شترها، شتری لنگ را دیدند که تعادلش را از‌ دست‌ داده بود. پس فرمودند: ای جوان با این شتر با مدارا رفتار کن‌، به‌درستی‌ خداوند‌ تبارک و تعالی عدل را دوست می‌دارد.

 همچنین آن حضرت( فرمودند: «چهارپا، شش حق بر‌ صاحب‌ خود دارد: اول، بیش از توان چهارپا بر آن بار مگذارد. دوم‌، از‌ پشت‌ چهارپا به مثابه محلی برای نشستن و گفت‌وگو استفاده نکند. سوم، علوفه آن را همواره به‌هنگام‌ دهد‌. چهارم‌ و پنجم، به چهره آن داغ و ضربه نزند؛ زیرا چهارپا خدا را ستایش‌ می‌کند‌. ششم، به هنگام عبور از کنار آب، اجازه دهد که آب بیاشامد.

از رسول اکرم‌( روایت‌ شده است که هرکس بی‌دلیلی موجَّه گنجشکی را بکشد، روز قیامت برانگیخته‌ خواهد‌ شد. درحالی‌که از عرش چنین ندا می‌رسد‌: «پروردگارا‌ از‌ این فرد بپرس از چه رو بی‌فایده‌ مرا‌ کشت؟».

نتیجه‌گیری

مشکلات و بحران‌های زیست‌محیطی در سالیان اخیر، از هر زمان دیگر بیشتر‌ است‌. عدم پایبندی به قوانین الاهی‌ و احکام‌ و فضایل اخلاقی‌، از‌ مهم‌ترین‌ عوامل پیدایش این مشکلات و بحران‌ها است‌. محیط‌ زیست انسان، مکان و فضایی است که انسان در آن زندگی می‌کند. از‌ این‌رو‌، و با توجه به ابعاد وجودی و زیستی‌ انسان، محیط زیست او‌ را‌ می‌توان به اجتماعی  فرهنگی، اخلاقی‌  تربیتی‌، حقوقی  سیاسی، دینی  معنوی، و طبیعی تقسیم کرد. محیط زیست طبیعی، مجموعه عوامل و عناصر‌ طبیعی‌ غیرانسانی است که میان آنها‌ و زیست‌ انسان‌ تأثیر و تأثر برقرار‌ است‌. اخلاق محیط زیست، مجموعه‌ای‌ از‌ احکام و دستورالعمل‌هایی مربوط به ‌ ‌رفتار انسان با محیط زیست است.

در جهان‌بینی مادی، که‌ طبیعت‌ و انسان محصول تصادف و بی‌هدف‌اند، انگیزه و دلیلی‌ معقول‌ برای حفظ‌ محیط‌ زیست‌ وجود ندارد. نظریات انسان‌مدار‌، حیوان‌مدار، زیست‌مدار، بوم‌مدار و عالم‌مدار، مشهورترین نظریات در باب اخلاق محیط زیست بوده و هریک کاستی‌هایی دارند‌.

برای‌ تبیین چارچوب نظریه اخلاق زیست‌محیطی اسلام‌، باید‌ مهم‌ترین‌ ویژگی‌های‌ انسان‌ و طبیعت و رابطه آنها‌ را‌ از منظر قرآن و روایات شناخت. براساس نظریه اخلاق زیست‌محیطی اسلام، هرچند از میان مخلوقات، فقط انسان‌ دارای‌ ارزش‌ و شأن اخلاقی است، اما او نسبت به‌ همه‌ طبیعت‌ و مخلوقات‌، دارای‌ وظیفه‌ و مسئول است. مسئولیت انسان نسبت به طبیعت و محیط زیست، برحسب فضیلت امانت‌داری و جانشینی خداوند در زمین و نیز در قبال حق تصرف و بهره‌برداری از طبیعت است؛ حقی که‌ خداوند به انسان عنایت فرموده است.

تقوا، امانت‌داری، شکرگزاری، عدالت‌ورزی، اصلاح، اعتدال و قناعت از اهم فضایل اخلاق زیست‌محیطی اسلام است. امر به آباد ساختن زمین، بهره‌گیری مناسب و معتدل از نعمت‌های‌ طبیعی‌ و تفکر و تأمل در طبیعت و نهی از فساد و تخریب در زمین، از مهم‌ترین احکام مربوط به رفتار انسان با محیط زیست در قرآن و روایات است. آسمان و زمین و هر آنچه در‌ آن‌ است، به‌ویژه آب‌ها، گیاهان و حیوانات از مصادیق طبیعت هستند که درباره اهمیت و رفتار انسان با آنها در قرآن و روایات اسلامی مطالب فراوانی به‌ چشم‌ می‌خورد.

منبع: وسائل

 

مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.