کد خبر: 2302
ف
دغدغه‌های فرهنگی از منظر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع‌رسانی اسوگی‌ـ کتابی با عنوان «دغدغه های فرهنگی: شرح مزجی یکی از بیانات مقام معظم رهبری در سال 1373 با استفاده از دیگر بیانات معظم له» که توسط مرکز صهبا گردآوری شده است. که چاپ هفدهم آن در سال 1391 به چاپ رسید. مرکز نشر این کتاب تهران، مؤسسه ایمان جهادی می باشد.

کتاب «دغدغه های فرهنگی: شرح مزجی یکی از بیانات مقام معظم رهبری در سال 1373 با استفاده از دیگر بیانات معظم له» که توسط مرکز صهبا گردآوری شده است. که توسط مرکز صهبا گردآوری شده است. که چاپ هفدهم آن در سال 1391 به چاپ رسید. این کتاب 257 صفحه می باشد.
 

کتاب حاضر در 9 فصل سازمان یافته است. این کتاب بر اساس «سبک شرح مزجی» به تحریر درآمده است. مزجی به معنی ترکیب و آمیختگی است و وقتی متن با شرح متن به گونه ای در هم بیامیزند که متن جدیدی به وجود بیاید، به اینگونه شرح، مزجی می گویند. در این کتاب متن صحبت محوری، که تاریخ مشخصی دارد با قلم درشت تر و متونی که به عنوان شرح اضافه شده با قلم ریزتر و تاریخ هر سند نیز در پایان آن مشاهده می شود. متن محوری کتاب مربوط به دیدار مقام معظم رهبری با عناصر جبه خودی در حوزه فرهنگ در تاریخ (22/4/73) (و تتمّه ای از بحث در تاریخ 21/6/73) است.  سیر فصل های این کتاب براساس سیری است که در صحبت محوری تنظیم شده است و ترتیب متن محوری به هم نخورده است. از متن اصلی نیز مطلبی حذف نشده به غیر از بعضی از صحبت های مصداقی و شخصی که مربوط به بحث نبوده است.


فصل اول باعنوان «طرح دغدغه» می باشد که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
در باب اقتصاد با اینکه غم طبقات ضعیف جامعه را در دل دارم، اما نسبت به آینده امیدوارم. دغدغه فرهنگی شبیه دغدغه در میدان جنگ است و به معنای رها کردن سنگر، عقب نشینی و ناامید شدن نیست. فرهنگ و رفتارهای جامعه برخاسته از عقاید و اخلاقیات جامعه است. فرهنگ یعنی ذهنیت های حاکم بر وجود انسان که رفتارهای او را به سمتی هدایت می کند. فرهنگ فهومی است که در حقیقت با دل انسان سرو کار دارد. جوانان طلبه در میدان جنگ انسان های متزلزل را به انسان های ایستاده دارای مقاومت تبدیل می کنند. مسائل فرهنگی باید به سعه ی صدر و اهتمام و دل سوزی عمیق وهمراه با خبرگی و کارشناسی رسیدگی شود. رشد سیاسی ذهن مردم، خودش یک کار فرهنگی است. کار فرهنگی مهم ر از کار سیاسی است.نظام جمهوری اسلامی از آغاز بر یک مبنای فرهنگی بنا شد. فرهنگ جامعه، بر مبنای تفکر و روحیه انقلاب، تحول لازم را پیدا نکرده است. بشر در تکلیف و قبول زحمت است که می تواند قله ها را فتح کند.


فصل دوم با عنوان «منشأ انقلاب اسلامی» می باشد که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
راز ماندگاری در تاریخ و بارور شدن، این است که اصل و ریشه، طیب و پاکیزه باشد. آسیب پذیری این انقلاب، از همه انقلاب های بزرگ دنیا به مراتب کمتر بوده است. مقایسه انقلابها یک کار شیررین علمی است. بیست سال بعد از انقلاب فرانسه فقط شخص پادشاه تغییر یافته و هیچ کدام از آرمان های انقلاب وجود ندارد. در طول این بیست سال در فرانسه، سه گروه برسرکار آمدند و هرکدام، گروه قبلی را متهم و سپس نابود کردند. بعد از ناپلئون، باز همان سلسله ی بوربون ها بر سرکار آمدند. بعد از یکصدو خرده ای سال از انقلاب فرانسه، جمهوری فرانسه سروسامان به خودش گرفت. در طول بیست سال بعد از انقلاب اکتبر، دیکتاتوری سیاه استالین بر شوروی حاکم بود. انقلاب الجزایر از مساجد و مدارس دینی شروع شد لیکن حتی یک روز حکومت دین در الجزایر به وجود نیامد. بیست سال بعد ازانقلاب الجزایر نه اثری از پیشرفت های اخلاقی ومعنوی بود و نه پیشرفت های مادی. هیچ قدرتی در دنیا در مقابل انقلاب کبیر فرانسه مبارزه نکرد. در زمان انقلاب شوروی، از دشمنان خود روسیه هم کم شد. انقلاب اسلامی ایران دو نوع دشمن داشت هم دشمنان سیاسی و اجتماعی و دشمان دینی. انقلاب ایران یک  انقلاب هویتاً اسلامی بود.  منشأ انقلاب اسلامی در تدین و ایمان است. تأثیر ایمان در زندگی بشر: ایمان و تعبدمنبع لایزالی است که انقلاب اسلامی از آن تغذیه کرده و خوشبختانه از خیلی آسیبها دور مانده است.

 

در فصل سوم با عنوان «فرهنگ و هنر ایران و انقلاب» می باشد که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
انقلاب اسلامی به ادبیات و هنر نیاز فراوانی دارد. ما امروز یک زبان قوی و یک فرهنگ عمیق تاریخی و غنی داریم و به یک هنر سطح بالا به شدت نیازمندیم. اسلام از اول در یک قالب صد در صد هنری ارائه شده است. همه صاحب نظران ادبیات و هنر، در مقابل اوج هنری قرآن اظهار عجز کردند. پیغمبراکرم (ص) بر روی شعر و شاعر سرمایه گذاری زیادی کردند. ملت ایران، سرشار از برجستگی ها و درخشندگی ها است، اما از لحاظ فرهنگی، آن پختگی و بلوغ کافی را ندارد. ما در دوران پهلوی و قاجار شبیخون زده شده ایم. اروپایی ها از خواب و غفلت ما سوء استفاده کرده اند. در دوران پهلوی می خواستند تمدن بدوی قبل از اسلام را جایگزین تمدن هزار و سیصد ساله اسلامی کنند. فرق است بین اینکه در حالت هوشیاری، دارویی را انتخاب کنیم یا در حالت بیهوشی دارویی را به ما تزریق کنند. تا اواخر دوران پهلوی هرچه از فرهنگ بیگانه به ما تزریق کردند، مسموم، مخدر و نامناسب بود. نظم، خستگی ناپذیری و پرکاری عناصر مثبت و مطلوب فرهنگ غرب است. اگر بخواهد تحولی در یک کشور انجام گیرد، فرهنگ، کارگشاست. فرهنگ یک ملت است که می تواند او را وادار به ورود به میدان سازندگی کند و از عوارض دوران سازندگی نجات است. فرهنگ یک ملت است که باعث می شود توان مندی و اقتدار این ملت در جهت حیات و رشد و خدمت به بشریت باشد یا در جهت انحطاط بشریت.با اینکه ملت آمریکا از لحاظ علم و ثروت به یک اوجی رسیده است اما در نهایت به سمت انحطاط در حرکت است. باید در فضای اوایل انقلاب، معارف و فرهنگ اسلامی را به صورت ترجمه معنوی و نه زبانی ارائه می کردیم آن وقت هنرمند، هنرش از اسلام می جوشید.اروپای مدعی آزاد اندیشی در مقوله فرهنگ به شدت سخت گیر ومتعصب است. با حجاب به شدت مبارزه می کند چون مخالف فرهنگ اروپاست. غرب فرهنگ خود را تحت نام استاندارد های جهانی به ملت ما تحمیل می کند. جامعه ما بالقوه یک جامعه فرهنگی است اما بالفعل یک جامعه فرهنگی نیست.لزوم گسترش کیفی فرهنگ: گسترش کمی فرهنگ یعنی مردم را کتاب خوان کنیم و گسترش کیفی فرهنگ، یعنی تولید کتاب کنیم. ما مردم باهنر و با استعدادی داریم.برخلاف دوران طاغوت بعد از انقلاب، در حوزه شعر، رشد خوبی داشته ایم.در شعبه های فرهنگی وارداتی مثل سینما یا تئاتر، رشد مطلوبی نداشته ایم. ملتی که سینما ندارد، مثل انسانی است که زبانی از زبان های مورد تفاهم و تکلم را بلد نیست. در دوران اسلامی سابقه داستان نویسی ما کم نیست اما در دوران قبل از انقلاب مطلقاً پیشرفت نداشته ایم. در دوران قبل از ما یک ذهن خلاقی در حد امیرارسلان نامدار بوده است. گسترش کیفی فرهنگ یعنی تربیت شاعر، نویسنده و هنرمند.

 

فصل چهارم با عنوان «جریان روشنفکری بیمار» می باشد که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
روشنفکری در ایران، بیمار، وابسته و بی ایمان متولد شد. روشنفکر نسبت به فرنگ هم وابستگی علمی داشت و هم وابستگی فرهنگی. روشنفکر برگشته از غرب برای فرهنگ ایرانی اسلامی خود هیچ ارزشی قائل نبود. روشنفکری ایران با دو خصوصیت بی اعتنایی به ایرانی گری و بی اعتنایی به اسلام متولد شد. انحصارات خارجی دوره ی ناصرالدین شاه، دستاورد اولین روشنفکری ایرانی بود.برخی از روشنفکران به جای مبارزه با استبداد به مبارزه با دین و اعتقادات مردم می پرداختند. حضور روشنفکران وابسته به غرب، علت اصلی تبدیل جریان عدالت خواهی اسلامی به جریان مشروطه انگلیس است. علت انحراف مشروطه بیشتر به خاطر روشنفکران وابسته به انگلیس بود. در دوره رضاخان روشنفکران درجه یک کشور در خدومت او قرار گرفتند. در دوره بعد از رضاخان بخشی از روشنفکران به حزب توده پیوستند. روشنفکر در ایران کسی بود که با سنت ها و تاریخ کشورش و همچنین با اسلام و مذهب دشمن باشد. روشنفکر غربی به نفع ملت های ضعیف مبارزه می کرد اما در ایران روشنفکر به دخالت استعمار کمک می کرد. هیچ لزومی ندارد که روشنفکر مخالف مذهب باشد. روشنفکران در ماجرای بیست و هشت مرداد و حادثه پانزده خرداد سکوت کردند. روشنفکران در دوره پانزده ساله نهضت اسلامی به کل کنار رفتند. علت سبقه کمّی آثار روشنفکران غیر دینی نسبت به آثار متفکرین اسلامی، ترجمه ای بودن آنها است. در هند و مصر، بینش روشنفکرانه ی اسلامی زود تر ظهور کرد که مرهون سید جمال الدین است. دشمنان استقلال و هویت اسلامی ایران هم نفرت ازدین دارند و هم طمع مال و نام و نشان دارند. هدف دشمن نابود کردن هویت اسلامی و انقلابی است و در درجه اول به خواص طمع دارند و نه به توده مردم.


فصل پنجم با عنوان «جریان روشنفکری و انقلاب» می باشد. که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
دو جبهه از انقلاب اسلامی جوشیدند: جبهه خودی و جبهه خودی هنر. کفر یعنی حقیقت روشنی را پوشاندن. تیغ انقلاب در هیچ جبهه ای کندتر از جبهه ی روشنفکری و هنر نبود. در دوران مبارزات انقلاب اسلامی، روشنفکران حرفه ای نقش کمی داشتند. غالب روشنفکران ما با مردم و میان مردم نبودند. روشنفکران در لحظات ولادت جمهوری اسلامی هم سعی کردند مردم را عقب بنشانند. روشنفکر، امروز حق ندارد ایدئولوژی کاذب التقاطی غیر صادق خود را برای مردم مطرح کند. مردم قبول نمی کنند که روشنفکران بهتر از آنها می فهمند. روشنفکران هنر خود را در خدمت مردم بگذارند و سعی کنند به مقدسات مردم اهانت نکنند. با مردم بودن روشنفکران یعنی خواست مردم، احساسات مردم، خط سیاسی و فکری مردم را بپذیرند و در آن خط حرکت کنند. روشنفکری که مسئولیت های فردی اسلام را قبول نکند، نمی توانداین نظام اسلامی را همراهی کند. انقلاب اسلامی آمد و بافته های ذهنی روشنفکران را باطل و پوچ کرد. جنگ تحمیلی، فضایی که روشنفکری برای رشد و شکوفایی خودش لازم داشت، در همان جهت درست تشدید کرد. بعد از جنگ تلاش هایی شد که روشنفکری ایران را به همان حالت بیماری قبل از انقلاب برگردانند. برخی از روشنفکران از اول به دنبال منافع خود بودند. روشنفکری مسلمان باید در میدان روشنفکری فعال باشد. بعضی به دنبال برگشتن به حالت بیماری روشنگری اند و می گویند که روشنفکری با دین نمی سازد. ارتجاع روشنفکری یعنی برگشتن به دوران بی اعتنایی به همه سنت های اصیل و بومی و تاریخ و فرهنگ.

 

فصل ششم با عنوان «تهدیدات درونی» می باشد. که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
عوامل درونی تهدید یعنی مواردی که در درون خود ما انقلابیون و ما مؤمنین است. انسان سایش پذیر است. باید پایداری و استقامت کرد و دائم مراقب بود. یکی از عوامل سایش در جبهه ی خودی، عدم توجه مسئولین به گزینش و شناسایی استعدادها است. استعدادهای سرگردان دچار ضعفهایی خواهند شدکه آن ضعفها به سایش و ریزش منتهی می شود. عامل دیگر سایش، خودباختگی عناصر جبهه خودی در مقابل شخصیت های جبهه دشمن است. ممکن است هنرمند جبهه مقابل هنرش بالاتر باشد، اما شخصیتش کوچکتر از شخصیت اوست که در جبهه ی خودی است. هنرمندان جبهه ی خودی که مرعوب عناصر جبهه ی غیرخودی می شوند غالباً نمی دانستند آنها کی اند و چه کاره اند. عناصر جبهه ی مقابل عناصری هستند که در دنیاهم آبرویی ندارند.عناصر جبهه ی مقابل با تعریف و تمجید از هنرمندان جبهه ی خودی، علاوه بر مرعوبیت، نوعی رابطه و علقه ی عاطفی به وجود آوردند. در مقابل عناصر جبهه ی مقابل باید تهاجمی عمل کرد. عامل دیگر سایش، تردید در پایبندی نظام به حرف ها و آرمان هایش بود. این تردیدها در زمینه های اقتصادی در سیاست و در جنگ ایجاد کرد. عامل دیگر سایش، ورود عناصر خودی به دعواهای خطی و حزبی بود. مسأله فرهنگ، مسأله خط سیاسی چپ و راست نیست، مسأله ارزشهاست. مراقب باشید که مطلقاً دیدگاه های خطی را از هیچ طرف به مسائل فرهنگی وارد نکنید. عامل دیگر سایش دنیا و جلوه های فریبنده ی آن بود. زهد اسلامی و ترک دنیا به هیچ وجه به معنای بریدن از مردم و از جامعه نیست.امیرالمؤمنین زاهدترین و پرکارترین افراد است.مسئولین حکومتی و روحانیون باید بیشتر از همه مراقب خود باشند. مال، فرزند، مقام و عنوان ایراد ندارد لیکن غرق شدن در اینها و هدف قرار دادن اینها، آسیب می زند. قدرت مقابله با سایش را در خودتان ایجاد کنید.

 

فصل هفتم با عنوان «تهدیدات و تهاجمات بیرونی» می باشد. که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
خصوصیت جبهه ی دشمن اساساً ضعف و ترس است. جبهه ی دشمن از وضع جبهه ی خودی سوء استفاده می کند. جبهه ی دشمن، عناصر ضعیف جبهه ی خودی را جذب می کند و عناصر با استقامت را می کوبد.کید دشمن، کید شیطان است و لذا ضعیف است، اما تلاشش انبوه است. هدف دشمنان، ضربه ی تهاجم فرهنگی به نسل جوان است.فریب خوردن هم امروز جرم است؛ دشمن را نشناختن هم جرم است. جواب کار فرهنگی باطل، کار فرهنگی حق است. دشمن فرهنگ انقلابی حاکم بر ذهنیت جامعه را مورد هجوم خود قرار داده است. دشمن می خواهد حساسیت در مقابل طاغوت را از بین ببرد. دشمن سعی می کند روحیه جهاد را بکوبد و مجاهد فی سیبل الله از جهاد گذشته ی خود پشیمان کند. دشمن به پایه های فرهنگی جامعه حمله میکند تا آنها را دل ها سست کند. تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی متفاوت است؛ تبادل فرهنگی خوب و لازم است. هدف تبادل فرهنگی، باور کردن فرهنگ ملی و کامل کردن آن است. هدف تهاجم فرهنگی، ریشه کن کردن فرهنگ ملی و از بین بردن آن است. اروپایی ها روحیات خوب خودشان را درملت ما منتشر نکردند، مسأله لاابالی گری جنسی را وارد کشور ما کردند. تهاجم فرهنگی مشخصاً از دوران رضاخان شروع شد. با انقلاب اسلامی تهاجم فرهنگی متوقف شد. مجدداً آن فرهنگ و اخلاق و آداب و خلقیات اسلامی که خمیر مایه ی مردم ما بود، زنده شد. بعد از جنگ جبه ی جدید تهاجم فرهنگی به شکل جدی مشغول کار شد. دشمنان فهمیدند باید عقبه ما را بمباران کنند. عقبه عبارت بود از اخلاق اسلامی ، توکل به خدا و علاقه ی به اسلام. یکی از کارهای دشمن این بود که جریان ادب و هنر و فرهنگ انقلابی را تحقیر و مجموعه های مؤمن را منزوی کنند.در مراکز فرهنگی کشوربه آثار هنری جوانان انقلابی بی اعتنایی شد. در مجامع جهانی به آثار هنری با روحیات انقلابی بی اعتنایی شد. دشمنان تشکیلاتی را به وجود آوردند که جوانان را در اوج نیروی جوانی فاسد کنند. دشمنان نظام اسلامی را متهم کردند که مرام نظامی دارد و آزادی نمی دهد. مسأله تهاجم فرهنگی در واقع حامل یک اراده سیاسی و یک جهت گیری سیاسی است. دشمنان می خواهند ایمان ها را سست و امیدها را کور کنند.

 

فصل هشتم با عنوان «توقع انقلاب از جبهه ی فرهنگی» می باشد. که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
در یک جهاد حقیقی، پایبندی به اصول، شرط لازم است. محقق، هنرمند و نویسنده باید در فضای اسلامی بیندیشند. چاره کار با قرآن انس گرفتن است؛ نهج البلاغه تالی قرآن است و بعد انس با صحیفیه سجادیه. قرآن تدبّر می خواهد. هنر ایرانی از اول تا آخر، اسلامی است. نباید به سمت ارزشهای بیگانه با اسلام برویم. توقع انقلاب از هنر این است که از زیبایی دوران دفاع مقدس و انقلاب بی تفاوت نگذرد. هنر انقلابی این است که از تاریخ پر رنج و محنت ملت ایران، بی تفاوت نگذرد. هنرمند باید تاریخ را ببیند و درک کند و آن را با زبان هنر تبیین کند. جریان کودتای بیست و هشت مرداد نمونه ای بود که ثابت کد دشمنان در فعالیت های سیاسی شان از هنر استفاده می کنند.هر فرهنگی که در قالب هنر ریخته نشود، شانس ماندن، نفوذ و گسترش ندارد. ما نباید تابع ذائقه خلق شده باشیم خودمان باید ذائقه دیگری خلق کنیم. چرا از چهره های ضد انقلاب ومخالف نظام تجلیل کنیم. برای یک انقلاب انسان سازی از همه چیز مهم تر است. فتح الفتوح یعنی ساختن انسان صالح. هدایت یک انسان، ارزش و قیمت هدایت همه بشریت دارد. کار فرهنگی باید هوشمندانه، هدفمند و دارای همه انواع کیفیت باشد. هیچ کاری در دنیا بدون تشکیلات پیش نمی رود. شکل کامل یک تشکیلات درست، این است که باید فرد در جمع حل شود. اخلاق تشکیلاتی یعنی اخلاق اسلامی منظم. اخلاق باعث می شود که مجموعه مقررات و تکالیف اسلامی بدون ساییدگی انجام بگیرد.


فصل نهم با عنوان «استنتاج» می باشد که برخی از سخنان مقام معظم رهبری در این زمینه عبارت است از:
جبهه ی خودی را از هضم، سایش و ریزش نجات دهید. مخلصاً، موقناً و متوکلاً علی الله راه بیفتید، خدای متعال ان شاءالله کمک خواهد کرد.معنای کمک خدا این نیست که یک سیلی هم به ما نخواهد خورد. حرکت شما باید برای قبول و رضای خدا باشد. عقاید ما باید قرص و محکم باشد و با زبان مناسب بیان کنیم. برای جاری کردن روحیه اخلاص باید ازدوران هشت سال دفاع مقدس استفاده کرد. بایستی خودمان را برای خدمت در هرجا و به هرگونه آماده کنیم. در جمهوری اسلامی هرجا که قرار گرفته اید، همان جا را مرکز دنیا بدانید. انقلاب به کار آدم های صادق و کارآمد نیاز دارد. بچه مسلمان های ما بسیار با استعدادند اما در مراکز رسمی ما مظلوم واقع شده اند. از تهمت ها و اهانت ها نترسید. وجود یک سازماندهی و داشتن یک ادبیات قوی به یک تشکیل کمک می کند تا کارهای مهمی انجام دهد.جریان فرهنگی کشور در حال رشد است. باید به تکامل بشری و انسانی برسیم. می توان با کار هنری به جایی رسید که با افلاکیان در مجاهدت بود. شما خدا را نصرت کنید خدا هم شما را نصرت می کند.بار خدا بر زمین نمی ماند خوش به حال کسی که توفیق پیدا کند این بار را او بکشد. بزرگ ترین افتخار این است که خدا ما را بنده ی خودش بداند و از ما بخواهد که این بار را برداریم.

 

اطلاعات کتاب شناختی این اثر:
این اثر دارای 257 صفحه که چاپ هفدهم آن در سال 1391 به چاپ رسید.
 

مرکز پخش: مرکز نشر این کتاب تهران، مؤسسه ایمان جهادی می باشد.

 

مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.