کد خبر: 2157
ف
پرونده ثابت/ دیدگاه قرآن در تعامل با محیط زیست/ الهیات محیط زیست
دیدگاه قرآن در تعامل با محیط زیست
پایگاه اطلاع رسانی اسوگی_ قرآن کریم سند نهایی وحی مشتمل برگزاره‌هایی توصیفی از طبیعت و دستوری نسبت به رابطه انسان با طبیعت است که از مجموع آن‌ها می‌توان به قواعد اخلاقی و حقوقی مورد نظر قرآن در زمینه محیط زیست طبیعی و انسانی دست یافت. بنابراین آنچه در این نوشتار ارائه می‌گردد نگاه توصیفی قرآن از طبیعت و محیط زیست طبیعی و الگوی تعامل مطلوب با آن است. هادی عیدی چگنی[1]

قرآن کریم مهمترین و کاملترین کتاب الهی متضمن واژگان کلیدی است که در شناسایی محیط زیست و عناصر شکل دهنده آن و ارشادات اخلاقی و الزامات حقوقی مربوط به آن مؤثر می‌افتد و طبیعت به عنوان مخلوق خداوند متعال و از آفریده‌هایش به حساب می‌آید. در جهان‌بینی توحیدی خداوند متعال در مراتب مختلف دارای توحید است. توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت، توحید در رازقیت و... . علاوه بر مورد مذکور خداوند موجودی است که هدف‌مند عمل می‌کند، زیرا مقتضای حکمت اوست. زمانی که انسان با عقل خود به برنامه‌ریزی دست زده و به هدف می‌رسد، خداوند متعال که خالق اوست، کمال این فضیلت را داراست و بدون هدف کاری را انجام نمی‌دهد. بنابراین هریک از افعال الهی لزوما دارای هدفی خواهدبود. بر همین اساس خداوند، طبیعت را هدفمند و هدفدار خلق و تمام مخلوقات را به لحاظ کمیت و کیفیت به اندازه و متناسب آفریده است . مؤید این جمله را گفتار خداوند در قرآن کریم است که می فرماید: «ما هر چه آفریدیم به اندازه آفریدیم»[2]

 

یکی از افعال الهی آفرینش این هستی است. خداوند متعال هستی را به تسخیر انسان در آورد.[3] تا بتواند به عنوان مکانی برای او قرار گیرد و از طرف دیگری بتواند از آن به عنوان وسیله و ابزاری استفاده کند تا به هدف اصلی خود که سعادت است برسد و لذا وقتی خداوند در قرآن امر به تفکر در آیات و خلقتش می‌کند[4] به خاطر به سعادت رسیدن انسان است. انسان مختار حق دارد روی زمین به راه درست و صحیح رفته تا نجات یابد اما از سوی دیگر براساس اختیاری که دارد می‌تواند راه گمراهی را انتخاب کند.

 

ارشادات اخلاقی و حقوقی قرآن نسبت به طبیعت

از بهترین راه‌کارهای برون رفت از مسائل زیست محیطی و همچنین تعامل مطلوب با محیط زیست رجوع به ارشاداتی است که قرآن کریم  در این زمینه بیان فرموده است درحالی که  این ارشادات بیشتر جنبه عملی دارد و در آن راه‌کارهای عملی بیان شده است برای مثال درست است که خداوند به انسان اجازه داده است تا از طبیعت استفاده کند و طبیعت را مسخر انسان نموده است اما از سویی دیگر او را از فساد، ضرر، اتلاف و... نهی کرده است.

الف)خلافت انسان و طبیعت

در قرآن کریم، خداوند انسان را خلیفة خویش در زمین معرفی نموده است. «انی جاعل فی الأرض خلیفه[5]» و سرّ آن را علم اسمائی دانسته است که به آدمیان آموخته است. «علّم آدم الاسماء کلّها[6]...» در تفسیر قمی در زمینه مراد از اسماء در آیة شریفة «و علم آدم الاسماء کلها...» آمده است که امام (ع) فرمود: «اسامی کوهها، دریاها، دواها، گیاهان و حیوانات است[7]» و مرحوم علامه طباطبایی در المیزان فی تفسیر القرآن روایتی را به نقل از داوود بن سرحان عطار نقل می‌کند که اظهار داشت محضر  امام صادق (ع) بودم دستور داد سفره آوردند، و ما غذا خوردیم، سپس دستور فرمود طشت و دست‌سنان (لگن ـ حوله) آنرا، آوردند. عرضه داشتم: فدایت شوم منظور از اسماء در آیة « و علم آدم الاسماء» الخ چیست؟ آیا همین طشت و دست‌سنان نیز از آن اسماء است؟ حضرت فرمود: دره‌ها و تنگه‌ها و بیابانها از آن است و با دست خود اشاره به پستی‌ها و بلندی‌ها کرد[8]

 

بنابراین خداوند با نهادینه‌سازی ظرفیت علمی برای انسان در سلطه بر طبیعت و زمین او را خلیفه خویش در آن قرار داده است تا به آبادانی و عمران آن همت گمارد. «و استعمرکم فیها[9]» و او را به بهره‌گیری از مواهب و فضل خود در زمین فرا خوانده است. «و ابتغوا من فضل الله[10]»، تا به اطراف و اکناف آن قدم بردارد و از روزی آن بهره جوید... «هو الّذی جعل لکم الأرض ذَلُولاً فامْشوا فی مناکبها وکُلُوا من رزقه و الیه النُشُور[11]» لذا انسان جانشین و خلیفه خداوند در استعمار، عمران و آبادانی زمین است جانشینی و خلافت ایجاب می‌نماید که او امانت زمین را به نیکویی حفظ نموده و آنرا از هرگونه تخریب و فساد مصون نگه دارد و با دانش و علم نسبت به بهره‌وری و عمران زمین بکوشد و فضای زیست محیطی موجودات دیگر را تضمین نماید و امکان بهره‌وری همه‌گانی و همیشگی را برای همة موجودات در زمین فراهم آورد. ذکر خداوند متعال و یادآوری خلافت و جانشینی او در زمین و درک محیط بودن آن ذات مقدس بر همه چیز «... و کان الله بکل شیءٍ مُحِیطاً[12]» رمز بهره‌وری از طبیعت با حفظ تعادل زیستی آن است. تنها انسانهای عالم به سنت‌های حاکم بر طبیعت و پایبند به تعهدات خویش در خلافت از آلوده‌سازی طبیعت و بهره‌وری نادرست از آن اجتناب می‌ورزند و تمامی همت خویش را در حفظ تعادل محیط زیست به کار می‌گیرند.

 

همانگونه که خداوند حافظ طبیعت و همه موجودات آن است «إنَّ ربّی عَلَی کل شیء حفیظٌ[13]» خلیفة او نیز باید منابع و مواهب طبیعی اعم از گیاهان، حیوانات و ... را از نابودی، تخریب، تلف شدن حفظ نماید. به تعبیر دیگر زمین، آب، آسمان و همة طبیعت ودیعه‌ای است الهی که به دست انسان سپرده شده و برای استفاده متعادل از آنها پدید آمده است. از این روی انسان مسئول حفظ طبیعت است. پیامبر اکرم (ص) بر حرمت نهادن بر زمین تأکید می‌ورزد و آن را به منزلة مادری که انسان از آن ارتزاق می‌نماید معرفی می‌نماید که از اعمال نیک و بد انسان خبر می‌دهد «تحفّظوا من الأرض فانّها امّکم و إنّه لیس من احدٍ عاملٍ علیها خیراً أو شرّاً الا و هی مُخْبِره به[14]»  از جمله اموری که زمین از آن خبر خواهد داد کیفیت بهره‌وری و حفاظت انسان از عناصر و منابع آن است.

 

ب)طبیعت در تسخیر انسان

بر اساس آموزه‌های قرآن کریم طبیعت در تسخیر انسان است. راغب اصفهانی در مفردات، تسخیر را به‌معنای حرکت دادن و راندن قهری به سوی هدف معین دانسته است[15]  و طبرسی در مجمع البیان آن را به رام کردن معنی کرده است در قرآن کریم آیات فراوانی از تسخیر موجودات طبیعی برای انسان حکایت دارد یعنی موجودات طبیعی برای هدف بهره‌وری انسان رام شده‌اند ؛ قرآن کریم در آیاتی بر تسخیر همة موجودات در زمین تأکید دارد «آیا نمی‌بینی خداوند همة آنچه را روی زمین است مسخر شما گردانید[16]» و در نهایت خـداوند از تسخـیر هر آنچه که در زمین و آسمان است برای انسان خبر می‌دهد «خداوند آنچه در زمین و آسمان است مسخر شما ساخت[17]» «و سخرّ ما فی السموات و ما فی الأرض جمیعاً منه» برخی از مفسران بر این باورند همة موجودات مسخر فرمان خدا در طریق سود انسانها هستند خواه مسخر فرمان انسان باشند یا نه و به این ترتیب «لام» در «لکم» به اصطلاح «لام» منفعت است[18]  برخی دیگر در ذیل آیة شریفه «ألم تَرَوا أنّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَموات و ما فی الأرض...» بر این باورند که «لام» در «لکم» برای تعلیل غایی است یعنی هدف از تسخیر، بهره‌وری انسان از آسمانها و زمین است[19].

 

یکی از جلوه‌های تسخیر موجودات آسمانها و زمین برای انسان، تسخیر علمی آنهاست یعنی آدمی از چنان ظرفیت و استعداد علمی برخوردار است که می‌تواند به سنت‌ها و قوانین حاکم بر موجودات طبیعی و نباتی و حیوانات علم پیدا کند ضمن شناخت ویژگیهای جمادی، نباتی و حیوانی آنها به حفظ موجودیت هر یک تدبیر و نسبت به توسعه حیات موجودات زنده با روشهای علمی اقدام نماید متأسفانه بشر با سوء استفاده از ظرفیت علمی خود با ساخت و بکارگیری بمبهای اتمی و شیمیایی حیات زیستی و ساختمان آفرینشی موجودات زنده را به شدت آسیب می‌رساند این نحوه رفتار با موجودات زنده با هدف تسخیر موجودات برای انسان منافات دارد زیرا این ظرفیت علمی برای شکوفایی طبیعت و توسعه حداکثری آن پیش‌بینی شده است. امام علی (ع) بکارگیری استعداد تسخیرکنندگی را براساس پارسایی دانسته است که آدمی باید حقوق محل زیست و موجودات زنده آن را رعایت کند. «قال علی (ع): «اتقوا الله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتّی عن البقاع و البهائم[20]». قرآن کریم ضمن شناسایی حق تسخیر دریا، نهرها، خورشید، ماه، شب و روز برای انسان و یادآوری تکثر و تنوع نعمت‌های خویش که غیر قابل شمارش هستند انسان را موجودی ظلوم و کفّار یعنی ستمگر و ناسپاس معرفی نموده است «وَ آتاکم من کُلِّ ما سألتموه و إن تُعِدُّ نِعْمَتَ اللهِ لا تُحصُوها إنَّ الإنسانَ لَظَلُومٌ کَفَّار[21] » این توصیف از تجاوز انسان به منابع نعمتهای طبیعی و استفاده نادرست استعداد تسخیر طبیعت و نادیده گرفتن سنت-های الهی در تسخیر طبیعت حکایت دارد.

 

بدون تردید تصرفی که ستمگرانه و ناسپاسانه باشد از مصادیق برجسته منکر تلقی می‌گردد زیرا قرآن کریم برای واژه منکر چنان شمول و گستره‌ای قائل است که بر تجاوز و اعتداء به نعمت طبیعت نیز صدق می‌نماید همانگونه که برای واژه معروف چنان فراگیری قائل است که عمران و آبادانی زمین، حفظ و توسعه محیط زیست از موارد و مصادیق آن بشمار می‌آید. بدیهی است امت و جامعه اسلامی که قرآن مهمترین مشخصه آن را امر به معروف و نهی از منکر دانسته است «کنتم خیرَ اُمَّه للنّاسِ تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنک[22]ر...» با نهادینه‌سازی فرهنگ امر به حفظ محیط زیست و نهی از تخریب آن، پرچم‌دار نهضت حفظ محیط زیست و توسعة آن در سطح جهان خواهد بود و کارگزاران حکومت اسلامی نیز از اقتدار خویش در جهت توسعه مصروف توسعه محیط زیست و مقابله با منکر تخریب آن بهره خواهد جُست. «الذین ان مکّناهم فی الأرض أقاموا الصلاه و آتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نَهَوا عن المنکر و للهِ عاقبه الامور[23]»


ج)طبیعت نعمت الهی

طبیعت و آنچه در آن است از مصادیق نعمت‌های الهی برای بشر است. «و ما بکم من نعمه فمن الله[24]» خداوند نعمت را در اختیار انسان قرار داده است تا شکرگزار باشد یعنی از آن به‌نحو مطلوب استفاده نماید درصورتیکه از آن به نحو مطلوب استفاده نماید زیادت نعمت به شکل تداوم آن نعمت یا اختصاص نعمت دیگر به عنوان پاداش عملکرد صحیح خویش در بهره‌وری از نعمت بهره‌مند می‌گردد. «إن شکرتم لأزیدنکم[25]»  ولی اگر با بهره‌برداری خود، طبیعت و محیط زیست را آلوده و تخریب نماید او نسبت به نعمت بزرگ طبیعت کفر ورزیده و مستحق عقاب دنیوی محرومیت از این نعمت و موهبت الهی می‌شود « و لَئِن کـفرتم إنَّ عذابی لشدید [26]» محـرومیت از نعمت‌های الهی در حقیقت ناشی از ویژگیهای درونی مانند حرص و طمع‌ورزی و نادیده گرفتن سنت‌ها و پیمان‌های الهی است «ذلک بأنّ الله لم یک مُغیّراً نِعْمَه اَنْعَمَها علی قومٍ حتی یُغیّروا ما بأنفُسِهِم[27]» لذا بحران محیط زیست ریشه در انسانها یعنی بحران اخلاقی و درونی آنها و عملکرد نامشروع آنها نسبت به طبیعت و دیگر نعمت‌های الهی دارد. «فکفرت بانعم الله فأذاقها الله لِبَاسَ الجُوعِ وَ الخَوْفِ بِمَا کانوا یَصْنَعُون[28]»  در مقابل رعایت حدود و سنتهای الهی و پایبندی به اصول زیست محیطی و زیست انسانی بر پایه آموزه‌های آسمانی موجب شکوفایی و طراوت محیط زیست و امکان بهره¬مندی حـداکثری از طبیعت می‌شود چنانچه پایداری در مسیر مستقیم سبب بهره‌مندی از آب فراوان می‌شود. «و أنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَرِیقَةِ لَاَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقاً[29]» و ایمان و عمل به دستورات الهی موجب برخورداری از نعمت‌های آسمانی و زمینی می‌شود. «وَلَو اَنَّهُمْ اَقَامُوا التَّوْراه وَ الْاِنْجِیلَ وَ مَا اُنْزِلَ اِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَاَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ اَرْجُلِهِمْ[30]»


 

از مجموع گزاره‌های سلبی و ایجابی حداقل بایدها و نبایدهای ارشادی و اخلاقی یا احکام تکلیفی استحباب و کراهت استظهار می‌شود قرآن کریم در برخی از آموزه‌های خود باید و نباید را در کنار هم مطرح نموده است به بهره‌مندی از محصول طبیعت امر نموده و از عدم تعادل در مصرف آن نهی فرموده و اسراف را عامل از دست دادن محبت خداوند دانسته است. «... و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انّ الله لا یحبّ المسرفین[31]» و آنان را از اهل آتش جهنم معرفی نموده است «و أنّ المسرفین هم اصحاب النار[32]». با تأمل در این دسته از آیات می‌توان قواعد الزامی و حقوقی و احکام تکلیفی حرمت تخریب طبیعت و استفاده ناروای از آن و وجوب حفظ محیط زیست را بدست آورد.


 

از مفاهیمی چون رحمت، آیه، خلافت، تسخیر و نعمت در قرآن کریم دریافتیم که طبیعت و محیط زیست طبیعی میراث خداوند متعال برای موجودات زنده و آدمیان است تا آدمی با رعایت سنتهای الهی بر حفظ و توسعه آن همت ورزد و آنرا از آلودگیها و تخریب مصون نماید لذا انسان در برابر خداوند، موجودات و بلکه تمامی آفرینش مسئول است.


 

برخی از محققان نوشته‌اند «قوانین الهی شریعت» وظایف انسانها را نسبت به نظم طبیعی و محیط زیست، به صراحت معین کرده است. انسان، به موجب احکام شرعی، نه تنها موظف است به انسانهای دیگر کمک کند و نیازهای بینوایان را برآورد بلکه علاوه بر آن موظف است از آلوده کردن آب و خاک پرهیز نماید[33] او نه تنها موظف است به پدر و مادر خود مهربانی کند بلکه باید درخت بکارد و حیوانات را با رأفت و مهربانی تربیت نماید و از آنان حمایت کند و آشیانه آنان را از تباهی و آلودگی حفظ نماید.» خداوند متعال در قرآن کریم به موجودات گوناگون طبیعت سوگند یاد نموده است «والتین و الزیتون و طور سینین» «و الفجر»، «و النجم» «و الطور» «و الضحی» «و الذاریات» «و الشمس و ضحها و القمر إذا تلها...» این سوگندها بر جایگاه مهم عناصر طبیعت در نزد خداوند حکایت دارد که باید در حفظ این عناصر کوشید و نام‌گذاری سوره-های قرآن به نام یکی از عناصر طبیعت مانند بقره، رعد، نحل، نور، نمل، عنکبوت، دخان، نجم، جن، فجر، شمس، حدید، لیل، ضحی، قمر، تین، علق، ناس، فلق و بروج بر اهمیت آن عناصر در فرهنگ قرآنی و ضرورت انس با آنها دلالت دارد.


 

چگونه می‌توان عناصر یاد شده را نادیده گرفت و بی‌مهابا به تخریب و آسیب آفریده‌هایی مبادرت ورزید که در نزد خالق و آفریننده از جایگاه ویژه‌ای در آفرینش برخوردارند. تنها غفلت از ذات باری تعالی است که موجب تجاوز و تعدی به این عناصر و بهم زدن مناسبات متعادل محیط زیست می‌گردد. انسانی که به آموزه‌هایی چون منشأ آفرینش موجود زنده آب است «و جعلنا من الماء کلَّ شیء حی[34]» ایمان دارد و رویش هر گیاه را به وسیلة آب از ناحیه خداوند متعال می‌داند «و هو الـذی انزل من السماء ماءً فاخرجنا به نبات کـل شیءٍ[35]» و آن را میراث مشترک انسـانها تلقی می‌کند و خلقت آن را مانند پدیده‌های طبیعی دیگر به اندازه معین می‌داند «أنّا کل شیء خلقناه بقدرٍ[36]» و رویش گیاهان در زمین را موزون به‌شمار می‌آورد «و الأرض مَدَدْناها و القینا فیها رواسیَ و انبتنا فیها من کل شیءٍ موزون[37]» به خود اجازه نمی‌دهد که با آلوده‌سازی عناصر طبیعت تعادل محیط زیست را بهم بزند باور عمیق به موهب الهی بودن آب، خاک، هوا، مؤمن را به گرامی داشتن و حرمت نهادن این میراث مشترک انسانها و موجودات  دیگر رهنمون می‌گردد.

 

د)خلقت
مبدأ پیدایش آفرینش خداوند متعال است. قرآن کریم حمد و ستایش را مخصوص خداوندی دانسته است که خالق آسمانها و زمین است. «اَلْحَمْدُ لله الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الارْض...[38]» خالقی که هر چه آفرید نیک آفرید «اَلَّذِی اَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ[39]» بنابراین پدیده‌ها و آفریده‌ها از حسن و زیبایی آفرینشی برخوردارند. زیبایی و حسن آفرینشی موجودات ناشی از آن است که آنها در بستر عدالت آفریده شده¬اند چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: «بالعدل قامت السموات والأرض[40]»  و اصولاً عدل ترازوی خداوند در امر آفرینش است. «وَ السَّمَاءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ الْمِیزَانَ[41]» و خلقت بر اساس حق که ملازم عدل است شکل گرفته است «مَا خَلَقْنَا السَّمَوَاتِ وَ الأرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا اِلاّ بِالْحَقّ...[42]» لذا خداوند بر اساس حق و عدالت هر موجودی که شایستگی آنرا داشت بهره‌مند ساخت و آن را در مسیر تکاملی خود هدایت فرمود «رَبَّنَا الَّذِی اَعْطَی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی[43]» بدینجهت آفرینش هستی و طبیعت قابل ستایش است. چنانکه سعدی می‌گوید:



ه) رحمت
بر اساس آیات قرآن کریم همه موجودات آفرینش از رحمت الهی بهره‌مندند. «وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ[44]» در متون دینی بر فراگیری رحمت خداوند بر همه اشیاء تأکید شده است «اللّهم إنی اسئلک برحمتک الّتی وسعت کلّ شیء[45]»واز مهمترین ویژگی این رحمت تقدم آن بر غضب الهی است. رحمت او بر غضبش تقدم دارد. «یا من سبقت رحمته غضبه[46]»لذا رحمت سابقه الهی یک جـریان فراگـیر و ثابت است بدین‌جـهت می‌توان گفت که در نظام آفرینش و طبیعت، رحمت اصالت دارد. یکی از جلوه‌های رحمت الهی نمود تطهیر طبیعت است. دستگاه آفرینش دارای ویژگی تطهیر است در طبیعت شواهدی بر نهادینه بودن این خصیصه مشهود است مثلاً اینکه دریاها و گیاهان گاز انیدرید کربنیک هوا را می‌گیرند و جو را تصفیه می‌کنند اگر هوا بوسیلة پالایشگاه نهادینه شده در دل محیط زیست پالایش نمی‌شد جو زمین در مدت کوتاهی صلاحیت زیستگاهی خود را از دست می‌داد زیرا تنفس در آن غیر ممکن می‌گشت و تجزیه لاشه‌های حیواناتی که می‌میرند و تجزیه زوائدی که از موجودات زنده دفع می‌گردد یک نمونه دیگر از پالایش و تطهیر طبیعت و محیط زیست است غلبه رحمت خداوند در نظام طبیعت و محیط زیست پشتوانه اصالت سلامت و پاکیزگی در آن است

 

ز) آیه وزیبایی

اسلامی، طبیعت را از آیات الهی معرفی می کند که تفکر و تعقل درباره عناصر و ارتباط آنها با یکدیگر، انسان را به شناخت بهتر عالم وجود و در نهایت، به شناخت خالق هستی و وحدانیت او رهنمون می کند.[47] به بیان دیگر، طبیعت در بسیاری از آموزه های اصیل اسلام، یکی از ابزارهای شناخت معرفی شده است و متفکران اسلامی نیز بر این امر تأکید کرده‌اند؛ خداوند متعال که خود، مظهر زیبایی است، سراسر گیتی را به زیبایی می ستاید.[48] وآنچه را در طبیعت برای انسان قرارداده طیبات دانسته و چنین نعمتی برای آفرینش انسان در جایگاه اشرف مخلوقات و زیباترین زیباای‌ها، به خود تبریک می گوید[49]

 

تجاوز و تعدی به محیط زیست

تجاوز و تعدی به طبیعت افساد در زمین
قرآن کریم از تعادل محیط زیست با واژه موزون یاد می‌نماید زیرا می‌فرماید: «و زمین را گستردیم و در آن کوه‌های استوار بر نهادیم و در آن از هر چیز متناسب و موزون رویاندیم...» «و الأرض مَدَدْناها و اَلْقَیْنا فیها رواسیَ و انبتنا فیها من کل شیءٍ موزون[50]» بدیهی است هرگونه تصرف در طبیعت که موزون و متناسب بودن عناصر و موجودات طبیعت را بهم زند افساد در ارض است قرآن کریم تخریب محیط زیست را افساد در زمین می‌داند. لذا می‌فرماید: «و در زمین از پس اصلاح آن فساد نکنید». «و لا تفسدوا فی الأرض بعد اصلاحها...[51]» رعایت تعادل محیط زیست و اصلاح در زمین از مصادیق برجسته عهد و میثاق خداوند با آدمی است بدیهی است نادیده گرفتن چنین عهدی موجب خسران است «الذین ینقُضُون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الأرض اولئک هم الخاسرون[52]»

 

قرآن کریم، تجاوز به حریم طبیعت و ضایع ساختن و تخریب منابع زیستی را اعتداء دانسته است چنانکه می‌فرماید «ضایع مکنید منابع پاکیزه‌ای که خداوند در اختیار شما قرار داده است و تجاوز نکنید از حدود خویش، چرا که متجاوزین مشمول محبّت خداوند نخواهند بود[53]». برخی از محققان از آیه شریفه نتیجه گرفته‌اند که از نظر قرآن بشری که از طریق فساد و تباهی و تجاوز از حدود و مرزها، پیمان الهی را بشکند و رابطه با خدا را از هم بگسلد و تعادل میان محیط با محاط را برهم زند از شمول رحمت، محبت و رأفت الهی دور می‌گردد قرآن کریم ضمن شناسایی حق بهره‌مندی از ارزاق نهفته در زمین از سرکشی در بهره‌وری از آن نهی نموده است. «کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِیهِ فَیَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبِی وَ مَنْ یَحْلِلْ عَلَیْهِ غَضَبِی فَقَدْ هَوَی[54]»

با امعان نظر در نهی از طغیان در بهره‌وری از رزق الهی می‌توان ممنوعیت و حرمت تخریب محیط زیست و از بین بردن زمینه استفاده دیگران را استظهار نمود بدیهی است کسی‌که با طغیان خود رزق الهی برای بشر را تخریب نماید مشمول غضب خداوند می‌گردد. و غضب خداوند موجب سقوط او خواهد شد. از لسان قرآن کریم در برخورد با متجاوزان به منابع رزق درمی‌یابیم که تجاوز به حریم طبیعت و منابع زیستی آن گناه و جرمی است که خشم و غضب خداوند و سقوط انسان را بهمراه دارد. لذا می‌توان مجازات متناسب با آنرا باستناد قواعد حقوقی کیفری اسلامی شناسایی و مقرر نمود. برخی از نویسندگان در این زمینه نوشته‌اند «آیات قرآن کریم و اخبار وارده از معصومین علیهم السلام، آشکارا اهمیت طبیعت و لزوم حمایت از آن و ضرورت «پاسخ دادن» همه جانبه کیفری و غیر آن را بیان کرده است. بنابراین تخریب محیط زیست، افساد در زمین، ظلم به نوع بشر و موجودات زنده است و از مصادیق برجسته ظلم، اثم و جرم است. آلوده‌سازی آب، خاک، هوا که موجب ایراد زیان به انسانها و موجودات دیگر می‌شود را باید ظلم و حرام به شمار آورد و مجازات متناسب و روشهای جبران خسارت را با روش اجتهادی از ادله و منابع فقه استخراج و ارائه نمود.


 

تعلق انفال به حکومت اسلامی و نقش آن در حفظ محیط زیست
از منظر قرآن کریم انفال از آن خداوند و رسول مکرّم اوست. «یسئلونک عن الانفال قل الانفالُ لله و الرسولِ...[55]» انفال ثروتهای طبیعی چون زمین‌های موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و سایر آب‌های عمومی، کوهها، دره‌ها، جنگل‌ها، نیزارها، بیشه‌های طبیعی، مرتعی که حریم اشخاص نمی‌باشد را شامل می‌شود و در اختیار حکومت اسلامی است تا براساس مصالح عامّه نسبت به آنها عمل کند. شناسایی مالکیت امام مسلمین و حکومت اسلامی بر منابع طبیعی مذکور علاوه بر اینکه به تعادل اقتصادی جامعه کمک می‌کند تا حکومت ثروت ناشی از بهره‌وری انفال را در کاهش فاصله طبقاتی، عدالت اقتصادی و اجتماعی بکار گیرد در حفظ تعادل زیست محیطی نیز مؤثر است زیرا حکومت با وضع مقررات و اعمال آنها در زمینة منابع طبیعی و موجودات زیست محیطی می‌تواند از تجاوز به حریم طبیعت جلوگـیری کـند و با برنامه‌ریزی همه‌جانبه به توسعه محیط زیست مبادرت ورزد.

 

لذا طراحی انفال در نظام اقتصادی اسلام برای حـکومت اسلامی یک روش بنیادی برای حـفظ محـیط زیست قبل از آلودگی و تخریب تلقی می‌شود وبنا بر نظریه مشهور فقیهان در حقوق اسلامی آبهای عمومی، هوا و خاک و نور آفتاب یعنی عناصر فراگیر طبیعت و محیط زیست از مشترکات تلقی شده است که در قلمرو مالکـیت هیچ شخـص حـقیقی یا حقوقی قرار نمی‌گیرد و همگان حق دارند از آنها به نحو صحیح استفاده نمایند و هیچ کس نمی‌تواند با آلوده کردن و سوء استفاده از آنها، زندگی دیگران را به خطر اندازد. پیش‌بینی مشترکات و سلب صلاحیت تملک خصوصی از این دسته از منابع و مواهب، روشی است که می‌تواند به حفظ محیط زیست کمک نماید.

 

 

 


[1] - طلبه و پژوهشگر حوزه علمیه قم

[2] -سوره قمر.آیه 49

[3] -سوره بقره. آیه22

[4] -سوره آل عمران.آیه190

-سوره بقره.آیه 30[5]

[6] -سوره بقره.آیه 31

- تفسیر قمی. ج1.ص45[7]

[8] -تفسیر المیزان. ج1 .ص 120

[9] -سوره هود . آیه 61

[10] -سوره جمعه . آیه 10

[11] -سوره ملک . آیه 15

[12] - سوره نساء. آیه 126

[13] -سوره هود. آیه 57

[14] - نهج الفصاحه. ص 226

[15] مفردات راغب اصفهانی. ص232

[16] -سوره حج. آیه 65

[17] -سوره جاثیه .آیه 13

[18] -تفسیر نمونه. ج 17. ص64

[19] -تفسیر المیزان.ج16. ص229

[20] -نهج البلاغه.ترجمه دشتی. خطبه166.ص382

[21] -سوره ابراهیم. آیه 34

[22] -سوره آل عمران. آیه 110

[23] -سوره حج .آیه41

[24] -سوره نحل. آیه53

[25] -سوره ابراهیم. آیه 7

[26] -همان

[27] -سوره انفال.آیه 52

[28] -سوره نحل.آیه 112

[29] -سوره جن. آیه 16

[30] -سوره مائده. ایه66

[31] -سوره اعراف . آیه 31

[32] -سوره مومن .آیه 43

[33] -جواهر الکلام. ج 2.ص 66-69

[34] -سوره انبیاء.آیه 30

[35] -سوره انعام.آیه 69

[36] -سوره قمر. آیه 49

[37] -سوره حجر.آیه 19

[38] -سوره انعام .آیه 1

[39] -سوره سجده .آیه 7

[40] -عوالی الآلی الحدیثیه.ج 4.ص 103

[41] -سوره رحمان. آیه 9

[42] -سوره احقاف.آیه 3

[43] -سوره طه. آیه 50

[44] -سوره اعراف.آیه 156

[45] - مفاتیح الجنان.دعای کمیل

[46] - همان. دعای جوشن کبیر

[47] -سوره یونس.آیه 101

[48] -سوره سجده.آیه7

[49] -سوره اسراء.آیه11

[50] -سوره حجر. آیه 19

[51] -سوره.آیه85

[52] -سوره رعد.آیه25

[53] -سوره مائده.آیه 86

[54] -سوره طه.آیه 81

[55] -سوره انفال. آیه 1

 

مرتبط ها
ارسال نظر
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.